دالک


دالک


یعنی


دال کوچک.


*دال نام پرنده ایست از تیره شاهین سانان.
---------------------

هر نوع استفاده از مطالب وبلاگ بدون اطلاع نویسنده؛

- " ممنوع " کلمه بدیست -

هر نوع استفاده از مطالب وبلاگ بدون اطلاع نویسنده...

- کلمه خوبی پیدا نمیشود... -

هر نوع استفاده از مطالب وبلاگ بدون اطلاع نویسنده؛

ممکن است به عوارض ناخوشایندی

منجر شود.

--------------------------------

اطفال تاجیک نوعی بازی دارند با استفاده از گردو، که به آن دالک می گویند.

۶ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

بیماری به سوی مرگ

جمعه, ۲۷ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۳۱ ق.ظ


اگه تنها زندگی می کردم ، هشتاد درصد یکی میشدم مثل شرلوک .

صبح تا شب توی خونه منتظر یه هیجان تازه میموندم

و برای اینکه حوصله ام سر نره به دیوار شلیک میکردم .

کلی هم pen friend دور و بر خودم جمع می کردم و نامه هاشونو نگه میداشتم و از داخل هرکدوم یه داستان در می آوردم و بعد داستانها رو پاره می کردم.

کتاب خوندن و فیلم دیدن میشد همه چیز زندگیم و هروقت هم دلم میخواست غذا میخوردم . شاید یه چند هفته ای هم روزه می گرفتم .

زندگی بدی نمیشد در کل .

  • دالک

-

جمعه, ۲۷ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۱۸ ق.ظ



مثل دست خنکی


روی صورت داغی .

  • دالک

-

شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۳۵ ق.ظ


 

 

می ترسم .

  • دالک

بندگان را نه گزیرست ز حکمت نه گریز

شنبه, ۷ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۱۲ ق.ظ


اینکه توی هر اتفاقی به هر حال یه حکمتی هست رو صد در صد قبول دارم
هزاربار برام پیش اومده و کافر و قرمطی باشم اگر منکر شم
اما یه وقتایی فکر می کنی یه چیزایی حکمته ، به حکمته دل میبندی ، بعد یهو این واقعیت پرت میشه توی صورتت که نه احمق جان ، اینی که فکر میکردی حکمته و خوشحال و شکرگزار هم بودی بابتش ، حکمت نبوده ؛
این همون اتفاقه است و حکمتش یه چیزیه مثل درس گرفتن از یه اشتباهی یا یادگرفتن اینکه چطور باید زندگی کنیم .
بعد تو میمونی و اون حکمته که دیگه حکمت نیست و یه حکمت جدید که نمیدونی باید باهاش چه کار کنی .
  • دالک

overthinking

چهارشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۱۳ ق.ظ


من زیاد فکر می کنم . همیشه فکر می کنم . به چیزهایی که لازمه ، به چیزهایی که لازم نیست .

به همه چی فکر می کنم . ناخود آگاه ، مثل نفس کشیدن . گاهی یادم میره که دارم فکر می کنم. به خودم میام و میبینم که دارم فکر می کنم

یه وقتاییم به قول اون مرحوم ، از چیزایی رنج می برم که نه اتفاق افتادن و نه قراره که بیفتن .

خدا رو شکر که شکاک نیستم . یعنی وقتی فکر می کنم ، به چیزی شک نمی کنم ، به شکم فکر نمی کنم . وگرنه کارم تموم بود .

خیلی سعی می کنم که فکر نکنم . فلسفه رو رها کردم که فکر نکنم . چون فکر کردن زیاد ، آزارم می ده . توی پست قبلیم که نوشتم چه به روزم میاره زیادی فکر کردن .

زندگی به اندازه کافی سخت هست ؛

دنیا به اندازه کافی بد هست ؛

فکر کردن ، هم سخت ترش می کنه و هم بدترش .


 

  • دالک

 

 

من حتی اگه انتخاب دیگه ای هم نداشتم ، باز هم نمی تونستم برم سمت پزشکی.

من حتی نمی تونم اسم یک بیماری رو تحمل کنم .

حتی دیدن زخم و جراحت ، طوری به همم میریزه که اون آدم زخمی کمتر از من اذیت و ناراحته.

دیدن رنج کشیدن دیگران از تحمل من خیلی خارجه .

آره . من آدم ضعیفی هستم .

جدیدا با بیماری EB  آشنا شدم . چیزی ازش نمی گم ، خودتون برین ببینین . خواهش می کنم برین.

کسانی هستن که با این بیماری به دنیا میان و تمام عمرشون رنج می کشن و کم کم از بین میرن.

وحشتناکه ، خیلی زیاد .

فکر که بهش کنی ، نه می تونی چیزی بخوری نه بخوابی .

چون می دونی کسانی هستن که نه می تونن چیزی بخورن نه از درد بخوابن .

نمی دونم ، نمی فهمم ، اینایی که از داروی این بیماران پول در میارن و خوب هم پول درمیارن ،

اینایی که این بیماران نردبان رسیدنشون به جاهای دست نیافتنی ان،

اینایی که گند می زنن به دنیا ،

اینا چطوری شبا می خوابن ؟

چطوری زندگی می کنن ؟

چی اینقدر قدرت داره که آدما رو اینهمه بی تفاوت کنه ؟

اصلا مگه میشه یک بار در عمرت یک بیمار ای بی رو ببینی و صدای درد کشیدنشو بشنوی و ولت کنه این تصویر و این صدا ؟

 

آقایی که توی دادگاه داره به پولات رسیدگی میشه ، من کاری ندارم چطوری اینهمه پولدار شدی ، هر جور بوده مهم نیست وقتی به فکر کسایی نبودی که پولت می تونسته کمک کنه کمتر درد بکشن . درمان که نمیشن . حداقل کمتر ...

 

خانمی که مسئول بنیاد بیماری های خاصی ، وقتی اینهمه بیمار خاص از بنیادت شاکی ان و وقتی اینهمه مشکل و کمبود هست ، و قدرتت به اون اندازه هست که یه چیزایی رو درست کنی ، میخوای بری مجلس چیکار ؟ یا برو مجلس و اینجا بسپر دست یه آدم متخصص دلسوز ، یا بمون همینجا و همه تمرکزت رو بذار برای این آدمایی که توی این کشور فقط خدا رو دارن و به اقبالشون حسرت می خورن که چرا جایی مثل انگلستان به دنیا نیومدن که هزینه درمان بیماری های خاص تماما رایگانه .

 

آقایی که رییس جمهوری ، یه کمی از منبرت بیا پایین . ببین ، برای من تو و رییس جمهور قبلی فرقی ندارین وقتی مردم برای جفتتون وسیله ان . آقای عزیز ، مردم خلق نشده ان که به دولتها خدمت کنن . دولتها خلق شدن برای خدمت به مردم . من آدم حزب و جناح نیستم و آزاده زندگی می کنم .از من ایراد سیاسی نگیر که سیاسی هم نیستم . فقط یه سری چیزا از تحمل من خارجه و انگار از تحمل شما خارج نیست . خدا صبرتان را در بعضی موارد کم کند .

 

خانمها و آقایانی که هموطن من هستین ، هیچ کس از نخوردن گوشت و مرغ رنج نمیبره . من یک ساله که گوشت نخوردم و زنده ام . هیچ کس از ماشین نداشتن رنج نمی کشه . خانواده ما چندین سال ماشین نداشت و رنجی نبردیم . کسی از گرونی این چیزا رنج نمیبره ، اما یه عده هستن که از گرونی دارو رنح می برن . از بودن داروهایی که نیاز نیست و از نبودن داروهایی که نیازه. رنج میبرن ، درد می کشن ، نمی دونم میتونم با کلمات بفهمونم که یک انسان چقدر ممکنه به خاطر مریضی درد بکشه ؟ هموطنان من ، کسی حتی از کشته شدن هم رنج نمی کشه .

 

 اگه بی تفاوت باشیم ، از داعش جنایتکارتریم .

 

----------------------------------------------------------------------

ببخشید . خیلی حرف زدم .

خدا رو شکر کنیم که سالمیم .

می دونم که باید قوی تر باشم .

من وقتی می تونم کمک کنم که قوی باشم . وگرنه زینب شکستنی ، نه به درد بیمار می خوره ، نه به درد دانش آموزاش ، نه به درد پدر و مادرش و نه به درد هیچ کس .

از قادر متعال خواهشمندم که زینب را قوی تر کند .

آمین .

 

  • دالک