دالک


دالک


یعنی


دال کوچک.


*دال نام پرنده ایست از تیره شاهین سانان.
---------------------

هر نوع استفاده از مطالب وبلاگ بدون اطلاع نویسنده؛

- " ممنوع " کلمه بدیست -

هر نوع استفاده از مطالب وبلاگ بدون اطلاع نویسنده...

- کلمه خوبی پیدا نمیشود... -

هر نوع استفاده از مطالب وبلاگ بدون اطلاع نویسنده؛

ممکن است به عوارض ناخوشایندی

منجر شود.

--------------------------------

اطفال تاجیک نوعی بازی دارند با استفاده از گردو، که به آن دالک می گویند.

پیدا شو رفیق ، پیدا شو وگرنه بر نمی گردم . حتی اگر اینجا نیستی ، پیدا شو . امشب به جای چراغ قوه ، فانوس داریم ، بیا و پیدا شو ...

" تاجیک / حمید حاجی میرزایی / نشر چکه " 

 

------------------------------ 

نمی دانم هیجان زده ام یا سرخورده ، حسودم یا خوشحال ، اصلا حس و حال خودم را درک نمی کنم . 

این که بعد از مدتها کتابی بخوانی که انگار خودت آن را نوشته ای ؛ کتابی بخوانی که نویسنده اش -که حتی اسمش را نشنیده بودی - شبیه به تو می نویسد ؛ کتابی بخوانی که قبل از چاپ شدنش بارها به چنین چیزهایی فکر کرده بودی و حالا که می خوانی احساس می کنی کسی چیزی را از تو دزدیده است .... اینها هم آدم را خوشحال و هیجان زده می کند و هم سرخورده و حسود . 

اینکه بالاخره کتابی ایرانی پیدا کردی که نتوانی ایرادی به آن بگیری ، هم لذتبخش است و هم نیست . 

 بالاخره کسی ، نویسنده ای ، در زمان خودت پیدایش شده تا تو را و سخت گیری و بدبینی ات را نسبت به تمام کتاب هایی که مردم این روزها می نویسند ، از همان صفحات اول نابود کند . 

 کسی پیدا شده تا با یک چراغ قوه ، غرور احمقانه ات را که " اینها بلد نیستند چیز بنویسند " کور کند .    

کسی پیدا شده که کاری که تو نتوانستی انجام بدهی را انجام داده. حتی بهتر از خودت . و خب اگر منطقی نگاه کنیم ، خیلی هم برای آدم خوشایند نیست .

اصلا مگر می شود یک نفر آنطور کهبایدبنویسد ، بنویسد ؟ 

 مگر می شود یک نفر دقیقا فهمیده باشد که من وقتی از نوشتن صحبت می کنم ، دقیقا از چه چیزی صحبت می کنم ؟ 

من تا حدی شبیه ناپدری " نیه توچکا " هستم و این را بارها گفته ام . اما نمی خواهم آنقدر شبیه باشم که سرنوشتش را هم پیدا کنم .

بنابراین اعتراف می کنم که در برابر تاجیک کم آورده ام . 

شاید هیچ افتخاری برای نویسنده این کتاب نباشد که زینب هاشمی در برابر داستانش کم آورده ، شاید اصلا برایش مهم نباشد و شاید اگر روزی اسم خودش را سرچ کرد و گذرش به این پست افتاد ، تا جایی که راه دارد بخندد .  

 اما بهتر است بداند کهخیلی خوبمی نویسد و  من دیگر نمی دانم چطور می شود این مطلب را به یک نویسنده توضیح داد .

------------------------------------- 

پ.ن : 

هر چند که انصاف نیست که من با خواندن هر صفحه از کتاب گریه ام بگیرد و نویسنده اش را لعنت کنم که چرا اینقدر خوب می نویسد . 

  • ۹۳/۱۲/۲۹
  • دالک

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">